جمال الدين محمد الخوانساري
258
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
فرمانبردن گناه خوى هلاك شدگان است . 6024 طلب السّلطان من خداع الشّيطان . طلب كردن پادشاه از مكر وحيلهء شيطان است ، مراد به « طلب كردن پادشاه » طلب كردن خدمات أو ودخيل شدن در مناصب ومهمات اوست . 6025 طاعة الغضب ندم وعصيان . فرمانبردارى خشم پشيمانى است وگناه يعنى سبب پشيمانى مىشود ، وگناه است يا سبب آن مىشود . 6026 طاعة الشّهوة هلك ، ومعصيتها ملك . فرمانبردارى خواهش هلاك شدنست ونافرمانى آن پادشاهيست ، يعنى بمنزلهء پادشاهى است ، باعتبار اين كه اين كس را مستقل سازد وفارغ گرداند از اين كه هر ساعت محكوم حكم خواهشى وهوسى گردد ، يا بمنزلهء پادشاهيست باعتبار مرتبهء بلندى كه حاصل مىشود بسبب آن در آخرت . وممكن است كه « ملك » بكسر ميم خوانده شود نه بضمّ آن وبنا بر اين ترجمه اينست كه نافرمانى أو مالك شدن است يعنى مالك شدن نفس خود ودر آوردن آن از أسروا بند هواها وهوسها ، يا مالك شدن مرتبهء بلند در آخرت . 6027 طاعة الجور توجب الهلك وتأتى على الملك « 1 » . فرمانبردارى ستم واجب مىسازد هلاكت را ، وهلاك مىگرداند پادشاهى را ، يعنى فاسد ميكند آن را يا زايل ميكند .
--> ( 1 ) در منتهى الإرب گفته : « لأذهبنّ فامّا هلك وامّا ملك ، بفتحهما وبضمّهما يعنى مىدرآيم در آن كار ، پس يا هلاك ميشوم يا مالك آن مىگردم ، وهلك بالضمّ نيستى » نگارنده گويد : مطابق اين مضمونست معنى اين بيت : « يا كار بكام دل مجروح شود * يا ملك بدن بي ملك روح شود » .